نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 1636


درباره من
به نام خداوند جان افرین
حکیم سخن در زبان افرین
**********************
مائیم و نوای بی نوایی
بسم اله اگر حریف مایی
***********************
به سه چیز تکیه نکن
غرور، دروغ و عشق
آدم با غرور می تازد
با دروغ می بازد
و با عشق می میرد
***********************
هر که بد ما به خلق گوید
ما چهره زغم نمی خراشیم
ما خوب از او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
***********************
TO BE OR NOT TO BE
THAT`S THE QUESTION
بودن یا نبودن
مسئله این است!!!!!!
***********************

پیمان هدایت (Alone73 )    

عزرائیل و رسول خدا

درج شده در تاریخ ۹۰/۱۱/۲۰ ساعت 21:50     بازدید: 153 نفر
 

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی
آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم

  



021 تهران(tehran2 )
۹۰/۱۱/۲۰ - 22:03
=Dchox
MOHAMAD garib(yolchi )
۹۰/۱۱/۲۰ - 22:04
@};-
فاطمه موسوی(fofo )
۹۰/۱۱/۲۰ - 22:21
=Dchox=Dchox
ممنون@};-
نوید.حیدری(navid007 )
۹۰/۱۱/۲۰ - 22:26
**==**==
غزل صادقی(sorkh )
۹۰/۱۱/۲۰ - 22:40
جالب بودممنون=Dchox=Dchox=Dchox555555
اکازیون(Occasion22 )
۹۰/۱۱/۲۱ - 23:24
عالي بود

مرسيييييييييييي

٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥٥
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۰/۱۱/۲۱ - 19:26
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox@};-@};-%%-
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۰/۱۱/۲۱ - 19:26
5555
پیمان هدایت(Alone73 )
۹۰/۱۱/۲۲ - 10:51
از همه ی بازدیدکنندگان ممنونم که مطالب رو می خونن ولی نظرم بدید نامردیه:-((:-((:-((
پیمان هدایت(Alone73 )
۹۰/۱۱/۲۲ - 10:53
نقل قول:
**غزاله**: Dchox
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};- هنوز رو حرفم هستم
پیمان هدایت(Alone73 )
۹۰/۱۱/۲۲ - 12:12
نقل قول:
غزل صادقی: جالب بودممنون555555
خواهش میکنم ابجی
پورشات(SOOHAD )
۹۰/۱۱/۲۷ - 09:51
=Dchox=Dchox=Dchox
پیمان هدایت(Alone73 )
۹۰/۱۱/۲۷ - 09:57
نقل قول:
پورشات: Dchox
دستت درد نکنه اجی
سارا احمدی نیا(pesarkoosh )
۹۰/۱۲/۱۴ - 20:15
@};-@};-@};-
=Dchox=Dchox
مهران مرادی.(mehran88 )
۹۰/۱۲/۱۶ - 15:14
جالب بود@};-@};-


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
رژه ی همجنس گرایان در جمهوری آذربایجانچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* دو شخص و دو چهره : حاج ابوالقاسم و آقا بیگدریافت آني نرخ سکه وطلاوانواع خودرو-زمان پروازهاو..باارسالsmsازموبایل به اس ام اس سامانه اهنګ جدید وبسیار زیبا غمګین از مجید یحیایی به نام ببخشفروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615نوای دللوگین شدن به یاهو مسنجر بدون نیاز به نصب نرم افزار یاهو مسنجر!
کاربران آنلاین

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است